نمیدونم هنوز چه جوری زنده ام بعد از گذروندن تمام این اتفاقات در ۱ ماه اخیر!
نه نیازی به شرح اون چیزی که گذشت میبینم و نه نیازی به تحلیل و هرگونه نظری، همه چیز مشخصه، همه چیز رو دیدیم و حس کردیم.
جمله ی "انسان به همه چیز عادت می کند" از کامو به نظرم به این معنی نیست که اتفاقات عادی میشن و بی حس میشیم هر چند این میتونه یکی از پیامد های سیستم عصبی تحت فشار برای مدت طولانی باشه.
ولی چیزی که من از اون جمله میفهمم همینه که الان زنده ام.
نمیدونم چه جوری.
با کمترین کیفیت اما هنوز زنده ایم.
وضعیت الان به قول یاس: ما مثه پروانه نشستیم خیره به شمع خاموش، تا یه خبر بد دیگه بشنوه!
پی نوشت : میکشن ایست - سورنا